السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
171
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
آنها آمده و يا مواردى كه خداوند ، ما را از ارتكاب كارهاى آنان برحذر داشته است . رشيد همچنان مىگفت تا اينكه هفتاد و سه حكم را در قرآن براى او برشمرد . رشيد به او گفت : واى بر تو اى شافعى ! آيا علم تو بر همهى اين موارد احاطه دارد ؟ گفت : يا اميرالمؤمنين ، آزمايش براى دانشمند ، مانند آتش است براى نقره كه خوب و بدش از هم جدا مىگردد ، اينك من در حضور توام ، مرا امتحان كن . رشيد به او گفت : خيلى خوب است كه آنچه را كه تو گفتى من باز گويم . بعد از اين مجلس ، انشاءاللَّه از تو خواهم پرسيد . سپس رشيد پرسيد : ديدگاه تو دربارهى سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چيست ؟ شافعى به او گفت : من از سنّت رسول خدا قدر واجب را مىدانم كه ترك كردن آنها همانند ترك دستورهاى خداوند در قرآن - جايز نيست . آنچه كه در سنّت به مناسبت تأديب و يا در مورد فرد خاصّى وارد شده است ، عموميت ندارد . ولى هرچه كه به صورت عام وارد شده است ، شامل خاصّ نيز مىشود . امّا چند عنوان شامل عموم نمىشود : آنچه در پاسخ سؤالكننده مخصوص از ناحيهى آنحضرت صادر شده است ، آنچه به خاطر لبريز شدن علوم از سينهى پيامبر ابتدا گفته شده ، آنچه حضرت ويژه خود ساخته و ديگران را از آن معاف كرده و بار ديگران را خود به دوش كشيده و آنچه را كه يادآورى آن شايسته آنحضرت نبوده است و خود آنحضرت از آنها اسم نبرده است . . . رشيد گفت : اى شافعى ! از سنّت رسول خدا خود به ترتيب اسم بردى و جايگاه هر يك را به خوبى بيان كردى . ما نيازى به تكرار آن نداريم و ما و حاضران مىدانيم كه تو در جايگاه و موضع خود قرار گرفتهاى . شافعى به او گفت : فضلى كه خدا بر ما و بر ديگران كرده است ، از آنِ تو باشد ، ما به رسول خدا صلى الله عليه و آله و به تو شرافت يافتيم . رشيد گفت : از علوم عربيت چه مىدانى ؟ گفت : پيدايش و طبيعت ما با آن شروع شده ، زبانمان با آن به حركت آمده و بهسان زندگى ما گشته و جز به سلامت پايان